بزرگداشت بزرگترین شاعر حماسه سرای ایران توسط بانوان یزدی    

بزرگداشت فردوسي كميسيون بانوان  یزد در  سال 92  - فرتور از نازنین برومند زاد        نازنین برومندزاد - به مناسبت بزرگداشت فردوسی بزرگترین شاعر حماسه سرای ایران آيين بزرگداشتی از سوي كميسيون بانوان زرتشتي يزد(وهومن) برگزار شد

برنامه در ساعت  30 : 17 با حضور دوستداران فرهنگ و تمدن ایران در کمیسیون بانوان زرتشتی یزد در محل مسافرخانه پرویز شاهجهان آغاز گردید.

در همین روز ضمن شادباش زادروز بزرگ مرد ادب پارسی از دوستداران شاهنامه دعوت شد تا در برنامه شاهنامه خوانی کمیسیون بانوان زرتشتی که هر هفته چهارشنبه ساعت 5 بعد از ظهر برگزار میشود حضور داشته باشند.

 

 

 

زینت بخش برنامه ها آوای دل انگیز گاتهای فروزان ایرجی و بهاره بهشاد و آریانا نجمی بود.

 

ضمن قدردانی از نونهالان عزیز از سرکار خانم شهناز شهزادی برای آموزش گاتها سپاسگزاری شد.

 

 

  خانم گلچهر فلفلی سرپرست کلاس شاهنامه خوانی کمیسیون بانوان زرتشتی به باشندگان خوشامد گفت و برنامه ها با شعر و مقاله هایی درباره شاهنامه ادامه یافت.

 

سپس خانم نازنین برومندزاد داستان زال را برای باشندگان روایت کرد.

 

خدایار کیانزاد حماسی ترین بخش شاهنامه را همراه با آواز اجرا کردند

 

 

بعد از پذیرایی  کورش مهرشاهی با هنرمندی تمام به همراهی نوازندگی تمبک توسط خانم نازنین برومندزاد لحظات شادی را به باشندگان هدیه دادند.

 

پایان بخش برنامه ها اجرای شاهنامه خوانی توسط خانم گلچهر فلفلی بود.

  

 

 

در تاریخ سیستان آمده است: فردوسی در بین حدیث های دیگر، حدیث رستم را به شعر کرد و چندین روز بر محمود غزنوی خواند، محمود گفت: "همه شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم و اندر سپاه من هزاران مرد چون رستم است". این سخن بر فردوسی گران می آید و در دفاع از پهلوان محبوب خود جواب میدهد:

 

"زندگانی خداوند دراز باد. ندانم اندر سپاه او چند مرد چون رستم باشد اما این دانم که خدای تعالی هیچ بنده چون رستم نیافرید".

 این را میگوید و از در بیرون می رود. محمود گفته او را توهینی به خویشتن میبیند و به وزیر خود میگوید: "این مرد، مرا دروغ زن خواند".

وزیر پاسخ میدهد: "بباید کشت". ولی هرچه او را طلب میکنند نمی یابند. زمانی که سلطان محمود پی به اشتباه خود میبرد و دنبال فردوسی میفرستد تا از او دلجویی کند، زمانی است که جنازه فردوسی را از دروازه شهر بیرون میبرند.

 هیچکس هیچگاه نخواهد توانست حق این شاعر بزرگ پارسی گوی که ایران و ایرانی را زنده کرد ادا کند.

 

چو ایران نباشد تن من مباد                بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

 

 

برای دیدن ادامه فرتورها کلیک کنید

 

 

 

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد
تهیه شده توسط Komento