برگرفته از:کتاب تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان    آغاز آشنایی و ارتباط پارسیان هند با زرتشتیان ایران (1)   

      سامان روزبهانی -  پارسیان هند در مراسلات پی در پی خویش از موبدان ایران درخواست میکردند دو نفر موبد دانشمند به هندوستان گسیل دارند تا علوم دینی و پهلوی را به آنان تعلیم دهد.

اما موبدان ایران از مسافرت به آن حدود راضی نمیشدند زیرا از راه خشکی خطرات بیشمار داشت و عبور از آب دریا نیز مرگرزان یعنی کفاره ناپذیر میدانستند.

با وجود این در سال «981 یزدگردی» برابر با «1612 میلادی» یعنی پس از 134 سال دو نفر موبد و یکنفر بهدین

 

که نامشان مجهول مانده باتفاق بهدین اسفندیار پور سهراب از اهالی سورت از راه خشکی عازم هندوستان میشوند.

شهریار پور رستم پور صندل کرمانی در سال «1019 یزدگردی» به عنوان سیاحت و چاپار؛نامه ی زرتشتیان ایران را به پارسیان مقیم گجرات میبرد.

بهرام بن مهربان یزدی و اردشیر بن شهریار یزدی در همان دوران به هندوستان آمد و شد داشته و قاصد نامه های طرفین بوده اند.باید دانست راه پارسیان به جزیره ی بمبیی تقریبا «تا دو قرن و نیم» پیش باز نشده بود و غالب آنها در دهات گجرات مانند سنجان؛برُچ؛بانسده؛بلسرواریا؛نوساری؛سورت و غیره پراکنده بودند.دو شهر اخیر مرکز مهم آنها را تشکیل میداد و مسافرین زرتشتی ایران تا به آن نواحی بالاتر نمیرفتند.

 

شخصیت بسیار برجسته ای که در سال «1720 میلادی» برابر با «1089 یزدگردی» به سوی هندوستان رهسپار و در «26 نوامبر» همان سال وارد بندر سورت گردید؛دستور جاماسب ولایتی کرمانی است که استاد اوستا و پهلوی و ستاره شناس و منجم ماهر میباشد که اوستا و پهلوی را زنده نگاه داشته ایرانشناسی امروزه را مرهون خدمات خود ساخت.چون در هندوستان بر سر سنن مذهبی و تشریفات دینی اختلاف عظیم بین پارسیان حکم فرما بود.در اصلاح آنها همت گماشت اما به جز کشتار و خونریزی نتیجه ای ندید.

 

علت را جهالت و نادانی پیشوایان تشیخص داد و در تعلیم و تربیت موبدان سعی بلیغ نمود.دستور داراب؛استادِ «انکتیل دوپرون» فرانسوی آنکه اوستا را به فرانسه ترجمه و در دیار باختر منتشر ساخت و رشته ی ایران شناسی را ایجاد نمود؛شاگرد همین دستور جاماسپ ولایتی و تعلیم و تربیت یافته ی اوست.

 

آنکتیل دوپرون راجع به دستور جاماسپ و فعالیت او؛وقایع آن دوره و اختلافات بین پارسیان مینویسد:

تقریبا «46 سال قبل» دستور بسیار دانشمندی موسوم به جاماسپ ولایتی از کرمان وارد بندر سورت گشت.دستور نامبرده در اتحاد زرتشتیان که در مساله استعمال «پُنام» دو دسته شده بودند ابراز مساعی نمود.گروهی معتقد بودند که در مورد میت باید استعمال شود و جمعی بر خلاف آن؛ دستور جاماسب با عقیده ی دسته ی اخیر موافق بود.

اگر این دستور دانشمند مشقات سفر هند را متحمل نگشته و برخلاف عقیده ی دسته ی اول رای نداده بود شاید جوی خون بین پارسیان جاری نمیگشت.

 

دستور جاماسپ وندیداد هایی را که در بخش گجرات بین پارسیان معمول بود مطالعه نمود.تفسیر های آن را مطول دید.در چندین جا اشتباه یا تکرار داشت.دید جهل و نادانی بین پارسیان حکمفرماست و از رموز مراسم آیینی و حقایق دینی بی خبرند.لجاجت و تعصبات بیجا دامنگیر آنها شده؛ برای اصلاح و رفع جهل در تربیت چندین موبد بکوشید.

موبد داراب را از سورت و موبد جاماسپ را از نوساری و موبد دیگری را از بروچ انتخاب نمود و در تعلیم آنها همت گماشت و زند و پهلوی به ایشان بیاموخت.دستور جاماسپ پس از چندی بواسطه ی مخالفت های شدید خسته شده به کرمان مراجعت نمود.

به قول خان بهادر بهمن جی بهرام جی پتل صاحب پارسی پراکش دستور جاماسپ ولایتی هنگام ورود به سورت متوجه شد بین تقویم زرتشتیان هند و ایران یکماه تفاوت موجود است.از اظهار این اختلاف دم نزد.زیرا مساعی او در رفع اختلاف دیگر جماعت بواسطه ی تعصبات جاهلان کار به جدال کشیده بود.

 

از تجربیات گذشته؛به جهالت عموم و نادانی پیشوایان از رموز تشریفات و سنن مذهبی یقین حاصل کرده بود.بنابر این برای اصلاح حال؛ سه نفر موبد هوشیار را از هر بخشی برای تعلیم انتخاب و در تربیت آنها ابراز فعالیت نمود.دستور داراب کومانا دادا دارو ساکن سورت؛دستور جاماسپ آسا ساکن نوساری و دستور دیگری ساکن بروچ به احتمال قوی دستور فریدون پدر دستور کامدین از شاگردان او بودند و اوستا و تفسیر پهلوی آن بیاموختند.

 

در همان سال مانکجی ایدلجی دلال ارمنی ها بنا به تعلیم و اشاره ی دستور جاماسپ کرمانی؛تقویم ایرانی یعنی روز و ماه قدیم را اتخاذ کرد.

اقدام نامبرده مباحثات شدیدی راجع به تقویم بین جماعت ایجاد کرد و سالیان سال دراز ادامه داشت.دستور جاماسب هنگام مراجعت به ایران کتاب های خود را در هند به جا گذاشت و آن عبارت است از یک نسخه درست وندیداد با تفسیر پهلوی آن و یک کتاب فروشی(؟) و یک ترجمه ی وجرکرد دینی و نیرنگستان؛ترجمه ی دو کتاب اخیر به فارسی و به جملات زند مخلوط و در چگونگی مراسم دینی صحبت میدارد.

 

شانزده سال بعدتر بهدین جمشید ایرانی در سال «1736 میلادی» برابر با «1105 یزدگردی» از ایران به هندوستان رهسپار و به بند سورت وارد شد.

چون در رشته ی نجوم و ریاضی دست داشت مباحثات تقویم رو به شدت گذاشت پارسیان از او خواهش نمودند با محاسبات نجومی تردیدی را که دستور جاماسب با ورود خویش به هندوستان در دل آنها ایجاد نموده رفع نماید.

 

بهدین جمشید به جای اینکه خود به راستی گفتار دستور ایران گواهی دهد ریاضی و نجوم را به یک نفر موبد باهوش موسوم به کاوس بن فریدون تعلیم داد؛نامبرده پس از اتمام تحصیلات خویش بحقیقت دستور جاماسب رای داده؛آتش مباحثات را شعله ور تر ساخت.

بهدین جمشید چهار سال بعدتر یعنی در سال «1109»یزدگردی به بمبیی مسافرت و چون ساکنین انگشست شمار آن جزیره به واسطه ی اختلافات تقویم روی خوش به او نشان ندادند به ایران مراجعت نمود.مباحثات تقویم که بالاخره به منازعه و خونریزی کشید داستان درازی دارد اگر فرصت یاری کرد در آینده بر سر آن صحبت خواهیم داشت.

برگرفته از:کتاب تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان/نوشته ی: موبد رشید شهمردان

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد

فرتوری از نگارخانه

sedrehposi89yazd20_20101002_233778796.jpg

تبلیغ ویژه

واپسین نوشته ها

گزارش تصویری

پیوند ها

خبرخوان یافت نشد

تبلیغ 2