طبيعت به ساكنان فلات ايران صحنه اي وسيع براي جلوه گر نفود و اثرات نبوغ شان ارزاني داشته است           ايران چهارراه تمدن

  مهربان پولادي -  فلات ايران از سوي شمال خاوري به حوزه رود جيحون و دشتهاي آسيا، از سوي جنوب باختري به دره رودهاي دجله و فرات و صحراي عربستان، از سوي خاور و جنوب خاوري به سلسله كوههاي هندوكش و شبه قاره هند مشرف است.

سلسله كوههاي قفقاز در سمت شمال كشيده شده است و خليج فارس كرانه هاي جنوبي كشوري را كه چون كاروانسرايي چند دروازه است و قلمرو ميانه بين اروپا، آسيا، آفريقا و سيبري است، فراگرفته است. ابريشم و كاغذ چين، طلا و ادويه هند شرقي، پوست خام و اسبهاي آسياي مركزي براي رسيدن به درياي روم از ايران مي گذشت.

      در گذشته هنگامي كه امپراطوري ايران گشترش مي يافت، از شاهراههاي عمده بازرگاني جهان كهن، كه چون شريانهاي بين شرق و غرب جريان داشت، استفاده مي برد و نيز ثروت و غناي خود را با مالياتهايي كه بر كالاهاي بازرگاني وضع مي كرد و بر مواد خام آن مهر صنعت ايران را مي زد، مي افزود و هر كالايي كه از دست صنعتگر ايراني مي گذشت از نور زندگي بخش فكر او روشني مي گرفت، با همان هنري كه سفال سازان اوليه فلات ايران به كار گرفته بودند.

     ايرانيان نخستين كساني بودند كه يونجه و نيز ماكيان اهلي، كبوتر سفيد و طاووس را به اروپا بردند. داريوش فرمان داد تا درختان ميوه ايالات شرقي را در مناطق غرب فرات غرس كنند. پسته به سوريه، برنج به بين النهرين، كنجد به مصر كه همه در درون مرزهاي امپراطوري باستاني ايران قرار داشت، حمل مي شد ولي تاكهاي مورد علاقه شاهنشاه در دمشق شكوفا نگشت.  ماهيهاي نمك زده خليج فارس در آسياي صغير به مصرف مي رسيد و بخشي از خراج مصر به ايران از شيلات درياي مديترانه و سواحل رود نيل تامين مي شد. آيين كشور داري شاهنشاهان هخامنشي نخستين و گسترده ترين آميزه منابع انساني را به وجود آورد و آن را به شكلي موزون حفظ كرد. قوه ابداع و ابتكار ايرانيان روياي حكومت جهاني را به طور مكرر در ذهن جهانيان برانگيخت.

     در دوران پادشاهي اردشير پسر خشايارشا (424-466، ق.م) مورخان و دانشمندان يوناني براي بدست آوردن علم و معارف شرق به امپراطوري ايران سفر مي كردند. اگر دموكريتوس(وفات به سال361 ق. م) با دانشمندان و رياضي دانان بابلي كه تحت حمايت و مورد توجه امپراطوران هخامنشي بودند، ملاقات نكرده بود، شايد موفق به كشف نظريه اتمي خويش نمي شد. پدر او از خشايارشا، شاهنشاه ايران، هنگامي كه اين پادشاه در حدود سال460 پيش از ميلاد به تراس رفته بود، پذيرايي كرد.

    از زمان هرودوت به بعد تساهل و نرمش ايرانيان و سرعت آنان در بهره گيري از فرهنگ ديگر اقوام غالبا مورد انتقاد قرار گرفته است و كمتر به نبوغ اصيل و خصوصيات مطلق و تغيير ناپذيري كه به طور مشخص، ايراني است و در اين اقتباس و استعارت هميشه جاني تازه دميده و به آن كمالي وصف ناشدني بخشيده، توجه و تاكيد شده است.

    در اين مورد قول هردوت و ديگران نياز به اصلاح دارد. بايد توجه داشت كه شرايط دشوار اقليمي در ايران توأم با امكانات به دست آوردن لطافت و ظرافت حيات، هنر و انديشه، گونه اي تساهل و گذشت انساني و وحدت ذهن پديدار ساخته كه ديگران هميشه در برابر آن سر تسليم فرود آورده اند و هر چهند مهاجمين، همواره به سرزمين ايران تاخته اند، لكن هرگز نتوانسته اند نفوذ و اثرات اين نبوغ را محو كنند.

   بنابراين به مراتب بيش از آنچه كه يك يوناني،گفتن آن را مصلحت مي ديده است، ايرانيان كمتر از آنچه كه به مهمانان ناخوانده خويش داده اند، از ديگران دريافت كرده اند و با زيبايي و ظرافت به آن رنگ و صبغه ايراني داده اند. مهاجمان و متجاوزان كه هميشه داراي فرهنگ فروتر بوده اند، شيفته تمدن برتر ايران شده اند و به سرعت مجذوب و مغلوب آن گشته اند.

    بدون هوش و نبوغ ايرانيان، فرهنگ بشر بغايت فقير و بي مايه مي بود. بين سالهاي 546 تا 331پيش از ميلاد، امپراتوري عظيم هخامنشي كه كوروش آن را بنيان نهاده بود به وسيله داريوش (486-521 ق. م ) استحكام و استقرار يافت و نظام و ارتباط داخلي كشوري پادشاهي كه آغاز آن به بابليان و آشوريان مي رسيد، به ميزاني بسيار وسيعتر از آنچه كه تا به امروز شناخته شده است، ادامه يافت.

    بعد از آنكه كشور آشور به وسيله ايرانيان فتح شد (قانون زوال ناپذير مادها و ايرانيان) گسترش يافت و تكامل تمدني را از درياي اژه تا اقيانوس هند، تضمين كرد. مهم آنكه هخامنشيان واژه يي براي كلمه قانون وضع كردند كه به زبان آنها داتا ناميده مي شد. اين واژه سپس به زبانهاي ارمني، عبري، اكادي راه يافت و بر معناي لغوي كلمه كه ترتيب دادن و نظام بخشيدن است دلالت مي كرد. ربانهاي باستاني كه اين كلمه را به عاريت گرفتند همه به تسلط و فرمانروايي امپراطوري هخامنشي بر منطقه اي که شامل قفقاز، ارمنستان و كنعان، در كرانه درياي مديترانه و حوزه دجله و فرات مي شد، اشاره كرده اند. اين امپراطوري از سوي شمال خاوري تا آسياي مركزي و از سوي باختر تا آسياي صغير ادامه داشت. مادها و سپس سلحشوران پارس، كوروش و داريوش از شاهراههايي  كه در اين قلمرو قرار داشت، مي گذشتند تا نخستين نمونه يك دولت جهاني و كيهانشهري را به وجود آورند.

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • مهمان - مهمان

    استاد گرامي
    خواهش مي كنم با من در زمينه چند تحقيق همكاري كنيد با انجمن اهواز تماس ميگيرم.

  • مهمان - مهمان

    آقاي پولادي بسياري از آگاهي هاي ما با ياري شماست.دانش تان افزون باد

  • مهمان - مهمان

    به خودم مي بالم كه در ايران بافرهنگ زندگي مي كنم.دستتون درد نكنه آقاي پولادي

  • مهمان - مهمان

    اگر امكان دارد درباره تاريخچه پرچم در ايران برايمان بنويسيد آقاي پولادي سپاسگزاريم

  • مهمان - مهمان

    continue the way ,bonne chance(good luck)

  • مهمان - hassans

    اقاي پولادي از مطالبي كه در سايت مينويسيد بسيار سپاسگزارم.واقعا اين مطالب باعث ميشوند كه خيلي بيشتر با فرهنگ و تاريخ سرزمين عزيزمان ايران اشنا شويم. شاد و پيروز باشيد.

تهیه شده توسط Komento