آيين شادي  و میر نوروزی در نوروز باستاني    به پیشواز نوروز باستانی می رویم   

     منوچهر ارغوانی -   زرتشتیان در نخستین روز سال نو به نیایش گاه محل زندگی خود میروند تا سال نو را با همازوری با یکدیگر و نیایش به درگاه اهورامزدا آغاز نمایند و سپس مانند هر ایرانی دیگر به دیدار بزرگان فامیل و آشنایان می روند

  زرتشتیان درنخستین بامداد نوروز در کنار چهار چوب پایین در ورودی خانه مقداری برگ آویشن می ریزند که نشان برقراری جشن در آن خانه است .

 

ایرانیان در نگرش‌های زندگی گروهی خود بر برخی مبانی تاکید نظر ویژه‌ای داشته‌اند.شادی و گردهم‌آیی دو نمونه از این پایه‌های فکری در نگرش‌های اجتماعی ایرانیان است.

اهمیت این دو پایه در این است که اینها از بنمایه‌های جوشش و حرکت لایه‌های گوناگون اجتماعی هستند. یک جامعه نیاز دارد تا به مانند یک موجود زنده انرژی داشته و ساختارهای خود را بهبود بخشد.

 

شادی و گردهم‌آیی و جشن‌های گروهی برآورده‌کننده این نیاز هستند. شادی گروهی، پدید آورنده انرژی درونی در لایه‌های یک جامعه است و روحیه حاکم بر جامعه را سرشارتر و رساتر می‌سازد. شادی گروهی در کنار عوامل می‌تواند افزایش حس خوشبختی و سعادت در بین انسان‌ها باشد.

ایرانیان آیین‌های بسیاری دارند که در آن این شادی گروهی دیده می‌شود. این آیین‌ها به مناسبت‌های تاریخی و فصلی برپا می‌شده است و اکنون ما می‌خواهیم به نمونه‌ای از این آیین‌ها که در نوروز بر پا می‌شده است بپردازیم.

 

از دوران‌های پیش که سرآغاز آن به درستی گزارش نشده است، آیین ویژه‌ای به نام «کوسه‌برنشین» رواج داشته است که گویا در پیش از اسلام نیز در ایران رواج داشته است. این آین پس از اسلام با گونه‌ای دگرگونی تبدیل به آیین «میرنوروزی» شده است.

در رسم کوسه‌برنشین، یک فرد زشت‌روی را با غذاهای گرم و گرمازا در برابر سرما مقاوم ساخته و بر خری سوار می‌کرده‌اند. او با بادزنی در روستا یا شهر می‌گشته و با ابراز گرمی، از آمدن بهار و رفتن سرما و زمستان خبر می‌داده است. او با دادن این نوید، از دارایان و صاحبان مشاغل، مژدگانی می‌گرفته است. اما این هدیه یا پول را به مانند یک خراج حکومتی دریافت می‌کرده است.

 

پس از چندی، این آیین به گونه مراسم میرنوروزی تبدیل شد. البته این دیدگاه که این دو به یکدیگر بدل شده‌اند تنها یک دیدگاه است. شواهد این دیدگاه را در پایان بیان مراسم میرنوروزی خواهیم گفت.

میرنوروزی، در روزهای جشن نوروز که به درستی زمان و بازه آن مشخص نشده است، به فرمانروایی می‌رسد. او فردی ساده‌لوح و مسخره است و دستورهایی از این دست می‌دهد. وی با تنی از همراهان به اصطلاح حکومتی در شهر می‌گردد و هدیه می‌گیرد و دستورهای گاه مردم‌آزارانه می‌دهد.

شباهت‌های این دو آیین، در گرفتن پول به ظاهر خراج و کسوتی شاهانه گرفتن است. البته میرنوروزی بسیار نمایش شاهانه‌تری را اجرا می‌کرده است.

 

اما در کل بایسته است تا این رسم‌های نیکو پیش از نابودی، به دست مردم‌شناسان ضبط شوند. زیرا بهتر است این توقع را نداشته باشیم تا مردم شهرنشین و سردرگم امروزی این آیین‌ها را اجرا سازند. هر چند شاید بتوان دل به تلاش روستاییان سنت‌گرا بست تا دوباره این آیین‌های زیبا رابازآفرینی کنند

 

 

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد

فرتوری از نگارخانه

salrokhdadshomal8_20090901_890732989739.jpg

تبلیغ ویژه

واپسین نوشته ها

گزارش تصویری

پیوند ها

خبرخوان یافت نشد

تبلیغ 2