استاد پورداوود سومين چهره فرهنگي برجسته تاريخ ايران روز شمار زندگي استاد ابراهيم پورداوود

 انجمن جهاني زرتشتيان - بی گمان استاد شادروان ابراهيم پورداوود را می توان يکی از ابر مردان تاريخ اين سرزمين آريايی ناميد. او که از شمار نام آورانی ست که به فرهنگ و ادب ميهن کهنسال ما ـ ايران ـ خدمت های شايان کرده است با آفرينش يادواره های ارجمند و بی مانند از خويش نام ايران را جاودانه ساخته است.

او بود که ایرانیان را با فرهنگ کهن و پویای اوستا آشنا کرد، دانشنامه ی گرانمایه ای را که از ستم روزگار بدست فراموشی سپرده شده بود را برای ایرانیان و پارسیان بازکاوید تا فرزندان از اندیشه های بلند نیاکان آگاه گردند.

پوشيده نيست که به روزگاری بلند، بخشی سترگ از تاريخ و فرهنگ ما در زير خاکستر فراموشی نهفته بود. از آن همه يادگارهای فرخنده، ما به پاره ای آگاهيهای سست افسانه وار دل خوش می داشتيم و از پيشداديان و کيانيان و گبر و مجوس ياد می کرديم و از آن نيز پنداری ديگرگون داشتيم. حتا از روزگار ساسانيان که نزديکترين دوران تاريخی نزديک به ماست، در نا آگاهی به سر می برديم. بی خبر از آنکه پودمانهای سازنده ی اين شهرآيين (تمدن)، ديرينه و از عامل های بنيادين دگرگونی و پيشرفت فرهنگ و شهرآيين اسلامی و مايه ی اعتلای آن بوده است.

ابراهيم پور داوود به روز رام از اسپند ماه ۱۲۶۴ خورشيدی در سبزه ميدان رشت زاده شد. پدرش حاجی داوود از بازرگانان بود و هنوز کوی آرامگاه استاد و پدر و برادرشان به نام کوی حاجی داوود بازخوانده می شود. استاد را در پنج سالگی به مکتب سپردند و پس از مکتب به مدرسه ی حاجی ميرزا حسن در مسجد صالح آباد در سبزه ميدان رفت. در ۱۲۸۴ با يکی از برادران و استاد خويش به تهران آمد و نزد ميرزا حسين خان به آموختن پزشکی پرداخت. پس از چندی آهنگ بيروت کرد و از راه قم و کرمان شاه و بغداد و ديدار يادواره های باستانی بی ستون و ايوان کسرا نوشيروان (تاق بستان) و کاخ شيرين که بهره ای ژرف در وی نهاد، و سپس به بيروت رفت و زبان و ادبيات فرانسه آموخت. وی درين زمان نام خانوادگی پور داوود بر خود نهاد و خاندان وی در گيلان داوود زاده نام گرفتند، که اين برابر بود با هنگامه ی رستاخيز فرهنگی ايرانيان به رهبری بزرگ مرد تاريخ معاصر ايران، رضا شاه کبير.

استاد شادروان  ابراهيم پورداوود


پور داوود به سال ۱۲۸۳ يزدگردی روزنامه ی «ايرانشهر» را در پاريس گشود. اين روزنامه در چهار برگه، سه برگه ی آن به زبان فارسی و يک برگه ی آن به زبان فرانسه بود و چون جنگ جهانگير درگرفت، کار آن روزنامه نيز به فرجام گراييد. پور داوود با شور خدمت به ميهن به بغداد آمد و روزنامه ی «رستخيز» را گشود. در مهر ماه ۱۳۰۴ خورشيدی با همسر و تنها دخترش وارد هندوستان شد و بخش هايی از ادبيات مزديسنا و گزارش اوستا را گسترش داد. در دانشگاه ها و انجمن های فرهنگی در زمينه ی زبان و شهرآيين ايران باستان به سخن رانی پرداخت که همه ی سخنرانی هايش در دفتری به نام «خرمشاه» گردآوری و پخش شده است.



استاد به خورداد ماه سال ۱۳۰۷ به اروپا باز گشت و کار پژوهش را در گزارش اوستا پی گيری کرد. «تاگور» چامه سرای نامدار هندی که به سال ۱۳۱۱ خورشيدی به همراه «دينشاه ايراني» به ايران آمده بود، از دولت ايران خواست که پورداوود استادی تدريس فرهنگ و تمدن ايران باستان در دانشگاه «وی ويسو بهاراتی» در شانتی نيکيتان برگزيند. بدين روی پور داوود از دولت ايران به هند رفت.

پور داوود بنيان گذار آموزش های ايران باستان بود، شور و انگيزه ای که خود داشت در ديگران نيز نمود می يافت. در سال هايی که به آموزش می پرداخت، انگيزه به فراگيری زبانها و ادبيات باستانی ايران را در بسياری دلها بيدار کرد. استاد در دانشگاه تهران، افزون بر دوره ی کارشناسی و دکترای زبان و ادبيات پارسی، در دانشکده ی حقوق، در کلاس سوم قضايی «حقوق در ايران باستان» را آموزش می داد. دانشگاه تهران شستمين سالگرد زادروز استاد را در سال ۱۳۲۴ خورشيدی جشن گرفت، و شايد نخستين بار يود که جشن نامه ای به کوشش شادروان دکتر معين به نام استاد در ايران بخش گرديد.

استاد پور داوود در بيست و پنجمين کنگره ی خاور شناسان که به سال ۱۳۳۹ در مسکو برپا گرديد، سرپرستی انجمن ايرانی را بر دوش داشت. در بيست و ششمين گنگره ی خاورشناسان که به سال ۱۳۴۳ در دهلی هندوستان به پا شد، دولت هند استاد را به سرپرستی بخش «ايران شناسي» برگزيد، و دانشگاه دهلی به بزرگداشتی همه سويه، دکترای افتخاری به او هديه کرد. .

 استاد شادروان  ابراهيم پورداوود

 استاد پور داوود در نخستين فرهنگستان ايران عضويت داشت و سرپرستی انجمن ايران شناسی و آموزشگاه آن را، که خود بنياد نهاد بود با او بود.

از ويژگی های يادواره های استاد، نثر روان و شيوا و دلپذير اوست که همگان بدان خستو اند. استاد پور داوود به توانايی های زبان پارسی آگاهی دارد و از آن بجای خود بهره می گيرد، اما پافشاری در سره نويسی ندارد. او به درستی می داند که پافشاری در پرهيز از آوردن واژه های تازی که هزار سال بر سر زبان ما بوده، و سخنوران ما در يادواره های دلنشين خود از آن سود جسته اند، از توانايی زبان فارسی کاستن است.

کالبد پاک استاد به روز ۲۸ آبان ماه ۱۳۴۷ با پُرسه ی باشکوه مردم گيلان و دانش آموزان در کنار پدر و برادرانش در کوی حاجی داوود سبزه ميدان به خاک سپرده شد. خاک بر او خوش، و روان تابناکش از بخشايش ايزدی برخوردار باد.

 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • مهمان - مهمان

    بیست و ششم آبان ماه سال روز درگذشت استاد بزرگوار ابراهیم پورداوود، اوستا شناس، پژوهش گر و صاحب نظر برجسته ی ایران باستان در سال 1347 خورشیدی است.
    بامداد شد بانگ زد خروس/ از سرای شه برزدند کوس//
    چرخ شست نک روی آبنوس/ موبدا تو هم خیز و روی شو//
    خوان اشم وهو،گو یتا اهو/ گو یتا اهو،خوان اشم وهو...//
    یادش گرامی روحش شاد.

  • مهمان - asease

    گر چه ازهر ماتمی خیزد غمی.

    فرق دارد ماتمی با ماتمی.

    لاجرم درمرگ مردان بزرگ.

    عالمی گرید برای آدمی.

فرتوری از نگارخانه

manteraspand7_20100902_1036369968.jpg

تبلیغ ویژه

واپسین نوشته ها

گزارش تصویری

پیوند ها

خبرخوان یافت نشد

تبلیغ 2