نگذاريم گوگل نام خليج فارس را از گيتي نگاره خود حذف كند 

خليج فارس ايران

 

 

اخيرا گوگل در اقدامي مجعول بجاي نام خليج فارس از نام ساختگي عربي استفاده كرده است بسياري از ايرانيان وطن دوست با امضا طومار اينترنتي به مقابله بر خاسته اند در صورت امضا يك ميليون نفر گوگل بايد از تصميم خود برگردد.براي زدودن نام خليج عربي و برگرداندن نام خليج پارس به گيتي نگاره ماهواره اي گوگل به نام "گوگل ارت" نياز به یک ميليون دستينه (امضا) داريم. همچون يک ايراني خواهشمندم روي بند (لينک) زير کليک کرده و براي زدودن نام خليج عربي آنرا دستينه نمایید. کار سختي نيست! اين پيام را براي همه دوستانتان بفرستيد. http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • مهمان - مهمان

    اكتشافات اخير باستان شناسي در حاشيه خليج فارس
    تاريخ هر ملت نموداري از استعداد توانايي ها ، پشتكار ، و انديشه و استقامت آنها است . و آنچه از كاوش هاي اخير باستان شناسي در محل چرخاب برازجان و از دل سر نخلستان هاي اين شهر نمايان شده ، مؤيد اين نظريه است و نشانگر آن است كه در سينه اين خاك عزيز و در حاشيه خليج فارس گنجينه هاي بس گرانبها از پايداري ، انديشه در ستوه زندگي گذشتگان نهفته است كه شاهد گويايي در تمدن در خشان و غرور آميزي است كه از اوضاع جغرافيايي و تأثيرات اعتقادي و سيستم حكومتي و اجتماعي و فرهنگي برخوردار است. و براي همه ايرانيان به ويژه ساحل نشينيان درياي فارس اين اكتشافات چشم گير حائز اهميت و از مفاهيم فرهنگي ارزشمندي است كه ترجماني از روح بزرگ هنرمندان گذشته و هويت فرهنگي و زندگي آنها است. و مظاهري از فعاليت هنري و ساخت و ساز و تلاش براي يك زندگي بهتر و اهدافي متعالي كه در يك برهه از زمان و در آن مكان شكل گرفته است و وارثان اين خلق آثار هنري آنگاه كه به عظمت و هويت فرهنگي ديرينه خود پي مي بردند كه به عينه مي بينند فرهنگ وتمدن غني پيشينيان آنها را همتايي نيست كه نيست دلبستگي و علاقه آنان بزادگاهشان غير قابل تصور مي شود چنانكه كاخ زيباي كوروش هخامنشي در حاشيه خليج فارس كه ضمن عمليات اكتشافي ظاهر شده است، سنبلي ار معماري و حجاري عصر 2500 سال پيش است كه نظير آن در جاي ديگري سراغ نداريم. اين آثار نتيجه تلاش مردمي است كه در يك برهه زمان كه مصادف با سيادت دريايي و راه آبي و استقلال عصر هخامنشي است، ساخته و پرداخته شده بطوري كه شكوه و جلال وعظمت و زيبايي آن در اين مكان خاص هر تازه واردي از راه خشكي و دريايي را به تحسين و تحير وادارد. قلم نمي تواند شرح آنچه در انديشه ساخت و ترسيم نقشه معماري و اجراي برنامه ساختماني بوده و عينيت يافته ، تحرير كند زيرا نه پلان ونقشه و طرح معماري اين بنا و نه پيشرفت هنرمندي زمان و نه مهاجرت حجاران و صنعتگران كه دست به دست هم داده اند تا انجام و وحدتي در يك الگو و طرح معماري جديد را عينيت بخشند كامل نمي كند. چون بنا هنگامي تكميل مي شود كه كف سازي آن به اتمام رسيده باشد يا به مصداق آنكه كار را كه كرد آنكه تمام كرد در اين جا تمام نشده است و جان كلام همين جاست موقعي اين كاخ زيبا و باشكوه اهميت معماري خود را پيدا خواهد كرد كه مشكل كف سازي اين بنا انجام گيرد و لذا به نظر
    مي رسد كه براي حل اين معضل معماري در اين بنا كه كف كاخ بايد به گونه اي باشد كه علاوه بر هماهنگي و تناسب با معماري بنا كه از دو نوع پايه ستون هاي سياهرنگ و سفيد تركيب شده است و بالتبع بايد كفي سفيد رنگ باشد ضمناً نبايد از بلندي 18 سانتيمتري سنگ صيقلي شده با زالت زير ستون ها كه با سنگ رويي آن برابر است چيزي كاسته نشود. اما آن چگونه كفي و پوششي براي اين نياز زيبا خواهد بود. يا بهتر بگوييم چه مصالح معماري مي تواند پاسخ گوي اين معضل باشد و ظرافت مطلوب را در كف سازي داشته باشد. ماهنوز نمي دانيم چه طرحي بر اين بنا پيش بيني شده بود چون پوشش كف صورت نگرفته است، اما شواهد بدست آمده دال بر آن است كه استعلام و مزايده و پيشنهاداتي با اين منظور از نقاط مختلف و از دست اندركاران طراحي و معماري و حجاري به عمل آمده است، كه در امر ساختماني شركت و اظهار نظر نمي بيند . چون مي بينيم از مكان هاي دور مستوره هايي براي اين امر عرضه شده است كه آرايش آن كف پوش ها در كنار يكديگر ودر مكاني مناسب و قابل ديد به نظر خواهي تنظيم شده است كه ما را به ياد كف سازي كاخ هاي پايتخت كوروش در پاسارگاد كه به عنوان يك هنر مي شناخته شده است هدايت مي كنند.

    هر قطعه از مستوره هاي كف پوشي را مي توان شاهكاري از ذوق و سليقه و ابتكار و مهارت صنعتگران و پيشنهاد دهندگان محسوب داشت كه چگونه در 2500 سال با نداشتن امكانات صنعتي و پيشرفته مهندسين و دست اندركاران توانسته اند براي حل اين معضل معماري كاخ مستوره هاي زيبا و قابل اجرا تقديم دارند تا تركيب ساختمان مورد احداث بهم نخورد. بهر صورت آن نوع موزائيك ها ، كاشي ها ، لعاب هاي سفيد رنگ كف پوش ، پوسته هاي ظريف مرمرين را بايد ديد و تحسين كرد كه پيش از اين تاريخ هرگز ديده نشد بود و مي توان پنداشت كه اين فعاليت اجتماعي و سياسي در حاشيه خليج فارس همزمان با ايجاد شبكه راه دريايي به منزله كوشش يك خانواده بزرگ كه داراي يكي از مظاهر اعتقادي و باورهاي ديني يعني قبول مذهب زردتشت در اين عصر بوده مي باشد اما بدين وسيله اين است كه راه دريايي ايران را تحقق بخشيد و از فكر تجاوز به همه بيگانگان جلو گيري نمايند. و لذا مي توان كشف اين پديده شگرف در دنياي باستان شناسي را واقعه اي با اهميت تلقي نمود و به عنوان يك مدرك و سند ثبت و گويا و غير قابل انكاري در سيادت دريايي ايران هخامنشي محسوب داشت كه پايتخت آنان يعني پاسارگاد در قلب جهان شناخته بودند و اينك هم قطعه از شال ستون هاي شكسته مكشوفه و تركيب سنگ هاي سياه و سفيد پايه ستون ها زاييده تفكر و انديشه و فرهنگي ايراني است كه از نظر سبك شناسي و زيبا شناسي و جهان بيني هخامنشيان منبعي يكي و اصيل براي محققين و خاور شناسان دانست . پيش از آنكه هرودت مورخ يوناني از ايجاد شبكه راه دريايي زمان داريوش هخامنشي ياد كند استقرار و پايگاه عظيم سيادت دريايي خليح فارس از عصر كوروش شروع شده بود ودر واقع فعاليت سياسي و فرهنگي و اجتماعي خليج فارس را از اين زمان محسوب داشت. يعني عصري كه تاريخ جهان سرشار از برخورد ملت ها و ستيز و كشمكش ها و خونريزي ها و ستمگري بود انسجام اعتقادي و باورهاي اهورايي خنيان زير شعارهاي گفتار نيك ،پندار نيك و كردار نيك به آنها آموزش داده بود تا از ستمگري و درگيري دور باشند و ملل تابعه سيطره آنان را براي نجات از ستم و ظلم حاكمان اكه شعارشان كشتن و سوختن و تخريب بود بپذيرند .

    كوروش در فتح بابل مي گويد من با صلح وارد شدم ، گزنفون در مورد او مي نويسد اوفقط يك فاتح نبود رهبري خردمند و واقع بين بود كه براي ملت ها پدري مهربان و دلسوز بود.

    جرج كريس ويلسن مؤلف كتاب تاريخ صنايع ايران درباره كوروش مي نويسد او مردي بود كه درباره اش تقدير مقرر شده بود كه بايد برتر از ديگران باشد.

    و هانري بر دانشمند فقيه فرانسوي در كتاب تمدن ايران باستان مي نويسد كوروش بزرگ بر عكس سلاطين في القلب و ظالم بابل و آشور ، بسيار عادل و رحيم و مهربان بود زيرا اخلاق و روح ايراني بنيادش بر تعليمات مذاهب زردشتي نهاده شده بود و كوروش همه اقتدار خود را از خداوند مي دانست و آن را براي خير وشر و آسايش جامعه انساني صرف مي كرد. وما مي بينيم كه در 2500 سال پيش و قبل از فتح اسلام و دين مبين اسلام ايران از يك هويت فرهنگي خوب برخوردار بوده است كه با قبول دين و شريعت اسلم در خششي خاص پيدا مي كند . زيرا زمينه انفعالي آن را داشته است.

    حاجت به ياد آوري است كه حاشيه خليج فارس از دير زمان مورد توجه اقوام بيش از تاريخ و تاريخي به ويژه قوم عيلامي بوده است، اين قوم كه در دشت هاي جنوب غربي ايران از حوالي شوش و به مركزيت آن تا جنوب دجله و از طرف شرق تا اطراف بندر بوشهر و از شمال به كوههاي بختياري استقرار يافته بودند پيش از ورود به عصر تاريخي در اواخر هزاره چهارم ق.م مدت ها كه زندگي شهرنشيني را آغاز كرده بودند و پايه گذار تمدني شدند كه به نام تمدن عيلام شناخيته شده است و سواحل خليج فارس و ناحيه بندر بوشهر در عصر طلايي عيلام يعني اواخر هزاره دوم ق.م يكي از مراكز مهم داد وستد و واسط راه دريايي شوش و هندوستان شده بودند.

    كاوش هاي باستان شناسي پرفسور پزارد در 85 سال پيش در تپه سبز آباد بوشهر منجر به كشف آجر نوشته عيلامي شده است كه آن مكان را به عنوان پايتخت عيلاميان يعني ليان معرفي كرده است، جاي شگفتي است كه هيچ يك از باستان شناسان ، خاور شناسان ، مهندسين و محققين خارجي كه در بنادر و جزاير سواحل خليج فارس تحقيق و مطالعه و حفاري نموده اند به فرضي يادي از آثار ارزشمند دوره هخامنشي در اين سواحل در نوشته هاي آنان ديده نمي شود و لذا ما مي توانيم كاخ هاي هخامنشي را در حاشيه خليج فارس جانشين ليان زمان عيلاميان بدانيم. يعني مركزي براي سيادت و حكمروايي و پايگاهي براي حفظ امنيت و استقرار روابط سياسي و اقتصادي در آن زمان و الگوي معماري و حجلة هخامنشيان در بدو تشكيل امپراطوري آنان پس از پاسارگاد و آنچه تاكنون ضمن عمليات كاوش ظاهر شده است عبارت است از تالار ستون داري شامل 12 ستون در دو رديف 6 تايي كه از دو نوع سنگ سفيد و سياه رنگ تركيب شده است و از لحاظ قابل مقايسه با كاخ اختصاصي كوروش در پاسارگاد پايتخت او مي باشد كه به از آن است كه و با آنكه ناقص و ناتمام رها شده ولي اثري ارزشمند از هنر معماري و حجاري پيشرفته 2500 سال پيشتر است. كه در اكتشافات آينده آثار بيشتر پيدا خواهدشد. انشاءا…

  • مهمان - مهمان

    اعراب و ادعای مالکیت سه جزیره‌ی ایران در خلیج فارس
    Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: خلیج فارس و تنگه هرمز
    ادعای کشورهای عربی در مورد حاکمیت سه جزیره‌ی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک حرف تازه‌ای نیست. اما این دومین بار در کمتر از یکسال است که این ادعا در حضور مقام‌های عالیرتبه جمهوری اسلامی تکرار می‌شود.



    پس از طرح این موضوع در نشست کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس که محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور درآن شرکت داشت، سران اتحادیه عرب نیز در حضور وزیر امور خارجه‌ی جمهوری اسلامی، ایران را متهم به اشغال این سه جزیره کرده‌اند و خواستار بازپس دادن آنها شده‌اند. این کشورها همچنین در نامه‌ای به سازمان ملل از ایران شکایت کرده‌اند.



    سران اتحادیه‌ی عرب حدود دو هفته پیش از آنکه در دمشق حاکمیت ایران بر سه جزیره‌ی ابوموسی و تنب‌های بزرگ و کوچک را زیر سوال ببرند، در نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل از جمهوری اسلامی شکایت کردند. امارات متحده‌ی عربی مدعی است ایران سه جزیره‌ی یادشده را از چهاردهه‌ی پیش به صورت غیرقانونی اشغال کرده است.



    این ادعا تقریبا در تمام نشست‌های کشورهای عربی تکرار و از سوی این کشورها حمایت می‌شود. در بیستمین نشست سران اتحادیه‌ی عرب که روزهای دهم و یازدهم فروردین ماه در سوریه برگزار شد موضوع جزایر سه گانه، هم در سخنرانی افتتاحیه‌ی دبیر اتحادیه و هم در بیانیه‌ی پایانی این نشست مطرح شد.



    منوچهر متکی وزیر امور خارجه که در راس هیاتی به عنوان میهمان در دمشق حضور داشت ادعای امارات متحده‌ی عربی در مورد جزایر سه‌گانه را تکراری و بی‌اساس دانست. به گفته‌ی متکی طرح این ادعا «با برخی دخالت‌های خاص انجام می‌شود.»



    به گزارش واحد مرکزی خبر منوچهر متکی، دوازدهم فروردین، در یک کنفرانس مطبوعاتی با خوب توصیف کردن روابط ایران و امارات متحده، اظهار داشت «در سفر سال گذشته آقای احمدی‌نژاد به امارات، سفر یک ماه پیش نخست وزیر این کشور و همچنین دیدارهای انجام شده با وزیر خارجه این کشور تاکنون چنین مسئله‌ای مطرح نشده است.»




    Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: منوچهر متکی، وزیر خارجه جمهوری اسلامیاو می‌افزاید «طرح این مسائل تکراری در برخی جلسات حاصل شیطنت‌ها و دخالت‌های برخی کشورها در امور منطقه می‌باشد.» شورای همکاری کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس در بیانیه‌ی پایانی نشست سال گذشته در قطر که محمود احمدی‌نژاد نیز به عنوان میهمان در آن حضور داشت بر ادعای مالکیت جزایر سه‌گانه پافشاری کرده است.



    سران اتحادیه‌ی کشورهای عربی در بیانیه‌ی نشست دمشق ضمن اشاره به مسئله‌ی مالکیت جزایر سه‌گانه خواستار حل مسالمت‌آمیز این مناقشه شده‌اند. سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی با محکوم کردن دخالت طرف‌های ثالث در این موضوع، آن را «سوءتفاهمی» خوانده که از طریق مذاکره میان ایران و امارات حل شدنی است.



    محمد علی حسینی خاطر نشان می‌کند «در شرایطی که جهان اسلام برای مقابله با دسیسه‌های بدخواهان به ویژه استمرار جنایت های وحشیانه رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه نیاز به تقویت وحدت و همدلی همه آحاد ملت‌های مسلمان دارد، دامن زدن به مسائل انحرافی، سؤال برانگیز و نامعقول است.»



    سه جزیره‌ی مورد مناقشه اوایل قرن بیستم توسط انگلیس اشغال شد. اواسط دهه‌ی ۶۰ میلادی با توافقنامه‌ای که با نظارت بریتانیا به امضاء رسید دو جزیره‌ی تنب بزرگ و کوچک که در شمال خلیج فارس قرار دارند به ایران تحویل داده شد و جزیره‌ی ابوموسی با تفاهمنامه‌ی سال ۱۹۷۱در مالکیت مشترک ایران و شیخ نشین شارجه قرار گرفت. در چارچوب این تفاهمنامه ایران یک سال پیشتر ادعای تاریخی خود نسبت به مالکیت جزیره‌ی بحرین را پس گرفته بود.



    روز سه شنبه، سیزدهم فروردین ماه، پیروز مجتهدزاده استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس در نامه‌ای خطاب به دبیرکل سازمان ملل ضمن تشریح سوابق تاریخی و حقوقی مالکیت جزایر سه‌گانه شکایت اتحادیه عرب از ایران را بی‌اساس و ناشی از تحریکات آمریکا خوانده است.



    مجتهدزاده در این نامه که توسط ایسنا منتشر شده پا را از مواضع رسمی جمهوری اسلامی فراتر نهاده و با اشاره به تفاهمنامه‌ی سال ۱۹۷۱ هشدار می‌دهد «بی اعتنائی عربان نسبت به این تفاهم اقدام غیر مسوولانه‌ای خواهد بود که طبیعتا ایران را مجبور خواهد کرد ادعای حاکمیت بر جزایر بحرین را تجدید نماید.»



    بهزاد کشمیری‌پور، گزارشگر دویچه وله در تهران

  • مهمان - مهمان

  • مهمان - مهمان

    چو ایران نباشد تن من مباد

  • مهمان - مهمان

    فقط ايران عزيز ما و خليج فارس

فرتوری از نگارخانه

jashnetirgandakasnaviyeh6_20090701_649416030.jpg

تبلیغ ویژه

واپسین نوشته ها

گزارش تصویری

پیوند ها

خبرخوان یافت نشد

تبلیغ 2