۳۱ شهريور ۱۳۹۹
 
 
بينش زرتشت بر عليه خشونت PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ پست الكترونيكي

سخنرانی مهران سپهري در «جهان عليه خشونت»       سخنرانی مهران سپهري در «جهان عليه خشونت»    

       پورچيستا رستمي - نوشتار زير چكيده و نكته‌هاي كليدي سخنراني دكتر مهران سپهري در نشست همايش «جهان علیه خشونت و افراطی‌گری»  با عنوان «جهان عليه خشونت و افراطي‌گري» است

دكتر مهران سپهري "بينش زرتشت عليه خشونت و افراطي گرايي" را در پنل دوم روز نخست اين نشست كه با باشندگي معاون حقوقي و دستيار ويژه رييس‌جمهور و نمايندگان اديان توحيدي و كشورهاي منطقه در دانشگاه تهران برگزار شد، ارايه داد.

 

متن كامل اين سخنراني و همه مقالات برگزيده در كتاب كنفرانس منتشر خواهد شد.

نخست كه دكتر سپهري به عنوان استاد دانشگاه در مديريت معرفي شد، نظرات كارشناسي مديريتي خود را در اين زمينه مطرح كرد. ادعاي پوشالي غرب در استفاده از خشونت براي صلح داراي منطق و قابل دفاع نيست.

 كشورهايي كه هدف را گم كرده و از واقعيت سابقه و فرهنگ خود فاصله دارند به اين ادعا دامن مي زنند. ما در كمال آرامش و امنيت در منطقه اي كه تمام آن تهديد و جنگ است، قرار داريم. اين آرامش را مديون فرهنگ و تفكر ايراني، سابقه‌ي چند ساله مرام آشتي و آسودگي و هوشياري و تدبير حكومت و نظام هستيم. يك رهبر خوب مي‌تواند و بايد تهديد را به فرصت تبديل كند. همان‌طور كه در تحريم توانستيم خودكفا شويم، در مقابل تهديدهاي خارجي موجود نيز  بايد فرصت هايي را كشف يا خلق كنيم تا جهان را عليه خشونت و افراطي گرايي بيدار كنيم. ما كه پيشگام گفتگوي تمدن ها بوديم، بايد بتوانيم از گفتگوي اديان به راهكارهاي اثربخش، مانند ائتلاف صلح در مقابل ائتلاف دروغين جنگ، دست يابيم.

 

«با درود به اشوزرتشت، پيام آور ايران سرزمين اهورايي و همه‌ي پيامبران اديان توحيدي از كيومرث تا سيوشانت، پيام آوراني كه آزادي، آشتي، آرامش، آباداني و آسودگي را به دنيا آوردند.» در ادامه، دكتر سپهري اعلام كرد كه من يك زرتشتي هستم ولي اقليت نيستم. زرتشتيان همواره هم‌دوش همه‌ي اديان توحيدي كشور و پابه پاي همه‌ي ايرانيان در محافظت و ارتقاي كشور سهيم بوده و هستند. زرتشتيان ايران را سرزمين  خود مي‌دانند، در دين و مرام خود از ديرباز خواستار ملايمت و ميانه روي، آشتي و آرامش، پاكي و پايداري بوده اند. كار و آباداني در شهر و كشور را برابر نيايش خداوند دانسته و خشونت و افراطي گرايي را از صفات اهريمني مي‌دانند.

 

دكتر سپهري ارايه‌ي اصلي خود را با خواندن و ترجمه بخش هايي از اوستاي كشتي آغاز كرد. اشوزرتشت، سدره و كشتي، نماد پاكي و وفاداري را جايگزين زره و لباس جنگ آن  زمان كرد. نيايش "همازوربيم"، پيام هم راهي و هم راستايي، يا ائتلاف با همه نيكان و خوبان كشورهاي جهان در انجام كار نيك است. در نماز روزانه "مزدي يسنو اهمي"، دين زرتشت بر ضد جنگ و خونريزي، دور كننده جنگ‌افزار و آشتي‌دهنده و پاك اعلام مي شود. جنگ و مبارزه در دين زرتشتي وجود دارد، ولي تنها در انديشه عليه‌ي انگره و بدانديشي. انديشه كه آغاز هر گفتار و كردار است بايد نيك و همراه با خرد و وجدان باشد. اشوزرتشت، گوش فرادادن، انديشيدن و راه خود را برگزيدن را به هر زن و مرد اندرز مي‌دهد. پيام گاتها پاكي و درستي، خرد و وجدان، كار و داد و دهش است. تنبلي و گوشه گيري در دين زرتشت نكوهيده است.


اشوزرتشت از سوي آفريدگار براي نجات روان آفرينش، گئوش اوروان يا روح القدس زرتشتي، از خشونت و خشم فرستاده شد. اكنون نيز گئوش اوروان بسيار آزرده و دچار چپاول و خشونت است. روان هستي باز از اهورامزدا خواستار رهبري توانا است كه صلح و آرامش بياورد. در دين زرتشتي، سيوشانت ها يا نجات دهنده ها در هر زمان وجود دارند. سيوشانت ها من و شما هستيم كه مي توانيم صلح و آرامش را به روان هستي بازآوريم. دين اشوزرتشت، دين تنبلي و گوشه گيري نيست. تفريط يا كم خواهي به اندازه افراط و زياده‌خواهي نكوهيده است.

 

دين به معناي دئنا يا وجدان و راه زندگي است. دين به فرد قدرت تشخيص و يا عينكي تازه مي دهد كه دنيا را شفاف ببيند و راه درست را از بيراهه پيدا كند. فرشته‌ي رشن در دين زرتشت، نمودار وجدان فردي و وجدان هست و شايد همان مجسمه آزادي در غرب است، بانويي كه با ترازش عملكرد مردم را مي‌سنجد. شوربختانه در دنياي امروز، دين به جاي اينكه راه حل مساله باشد، بخشي از مساله و دشواري شده است. كساني كه به نام دين مي‌جنگند، در واقع دين ندارند. زرتشت دين را با گفتمان با دانايان در دربار گشتاسب آغاز كرد.

 

در دين زرتشت، همواره خرد با وجدان، گيتي با مينو، فرد با جامعه، رهبر دنيا با رهبر دين همراه است. در دين زرتشتي، بدي را با بدي نميتوان درست كرد، دروغ را با دروغ، خشونت را با جنگ، و تاريكي را با تاريكي بيشتر. تاريكي را بايد با نور، جهل را با دانش، و بدي را با خوبي جبران و پاك كرد. اشوزرتشت خود را آموزگار مي داند و هستي را مدرسه اي بزرگ. اشوزرتشت مي گويد نادان را دانا آگاه سازد زيرا شايسته نيست نادان در جهل بماند.

اين خويشكاري آگاهي رساني، امر يا خشونت نيست، بلكه آموزكاري و گفتمان است.

 

دين زرتشت سراسر آزادي است و انتخاب. ولي انتخابي كه با خرد و وجدان همراه باشد و مسلما منجر به مسووليت و پاداش خواهد بود. آزادي كه تنها با انديشه مفهوم دارد. آزادي در گزيدن راه زندگي، و حتا در انتخاب راهبر كشور و دين، اساس دين زرتشتي است. "هر زن و مرد به سخنان مهين گوش دهد و با انديشه روشن يك راه را برگزيند". در انجمن مغان زرتشت، خرد جمعي حكمفرماست. خرد جمعي كه با وجدان و پاكي همراه باشد. دين زرتشت فرقه ندارد. فرقه منجر به تفرقه، انحراف، فاصله و اختلاف ميشود.

 

امشاسپندان فروزه هاي اهورايي و نقشه راه رسيدن انسان به خوشبختي است. با انديشه نيك، بهترين هنجار، و خويشتن داري ميتوان به آرامش، خرمي و جاوداني دست يافت. در ديد زرتشت، بزرگترين خواست و رسالت فرد خوشنودي خداوند جان و خرد و نزديك شدن به اوست. همسويي با هنجار هستي و آباداني جهان رمز موفقيت است. اشويي يا پاكي خوشبختي است. خوشبختي از آن كسي است كه خواستار خوشبختي ديگران باشد.

 كسي كه گندم ميكارد و شهر را آباد مي سازد، خدا را نيايش مي كند.

 

كورش بزرگ كه اولين و كامل ترين منشور حقوق بشر را به دنيا داد، از اين آيين و فرهنگ برخواست و فرزند شايسته زرتشت است. كورش توانست بدون جنگ وارد بابل شود و مردمان گام هاي او را با شادماني پذيرفتند. او شهرها را دوباره ساخت و فرمان داد مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند. او برده داري را بر انداخت. كورش نگذاشت رنج و آزاري به مردم شهرها وارد آيد. او باور به آزادي مردم در انتخاب راه و روش زندگي داشت. او و بسياري بعد از او به خشونت و افراطي گري باور نداشتند و باور خود را به ديگران جبر نكردند.

 

فردوسي نيز از همين سرزمين و آيين برخاست. فردوسي نيز فرزند شايسته زرتشت است. شاهنامه در مورد شاهان و جنگها نيست. اين خردنامه فردوسي در مورد پيروزي خوبي بر بدي است و رستم نماد ملت ايران است.

 كتاب فردوسي در مورد آزادي و آزادگي، مردي و مردانگي، راستي و درستي، تدبير و تلاش، وطن دوستي و يكتاپرستي است. در شاهنامه، نبرد تنها در كارزار و براي دفاع از ميهن است. در شاهنامه، خشونت، افراطي گرايي، كشتار جمعي، جنگ براي دين، و خنجر از پشت زدن را نمي بينيم.

 

- در پايان 3 توصيه، از بينش اشوزرتشت، براي قطع نامه‌ي كنفرانس و براي همه كساني كه عليه خشونت و افراطي‌گرايي تلاش مي‌كنند:

 

1. انديشه نيك، گفتار نيك، كردار نيك. هميشه بايد با انديشه و با تدبير آغاز كرد، و انديشه نيك و سودرسان باشد. سپس بايد به گفتار و گفتمان نيك پرداخت. چه بسا كه يك روز مذاكره و گفتمان، چندين روز از كردار بكاهد، و يك روز انديشه ده ها مشكل را حل كند. گفتار و كردار بدون انديشه نيك خشونت است. دشمن (فكر بد) را با وهومن (انديشه نيك) مهار كنيم.

2. پيروي از اشا، هنجار هستي، قانون و روش، نظم و هدف. هنجاري ابدي و بي نهايت دقيق كه همواره بر همه جهان حاكم است. هنجار گيتي و هنجار مينو كه سرشت انسان نيز با آن همسو است. هنجار و نظم طبيعت جهان و انسان را درك كنيم و با آن همسو شويم. تاريكي را با نور، جهل را بادانش، افراط را با ميانه روي، و خشونت را با قانونمداري از ميان برداريم.

 

3. خواستار خوشبختي ديگران و آباداني جهان. خوشبختي ديگران و كساني كه ناتوان هستند و حتا كساني كه ممكن است با ما هم باور نباشند را بجوييم و بخواهيم. خوشبختي فرد را در خوشبختي همگان بدانيم. در آباداني و تازه ساختن جهان، گسترش راستي و پاكي، ميانه روي و ملايمت كوشا باشيم تا خشونت و افراطي گري در همه‌ي هستي جايي نداشته باشد

 

 

 

< قبل   بعد >
 
Top!
Top!